تبليغاتX
جزیره عشق

جزیره عشق

حرف دل

هوا پائیزیست...

 

صبح ِ روزی، که هوای پائيزيست...
و فرو می‌افتد...
برگی از شاخهء خشک ِ اميد...
بر کوير ِ دل ِ افسردهء من...
کودکانی شايد...
جهت يافتن همبازی...
پی ِ سينوس و کسينوس روند...
و در آن صبح خزان، من شايد...
پي ِ يک جرعه نگاه...
پی يک قافلهء سبز گياه...
پی ِ يک دسته گل ِ نيلوفر...

بنگارم تا شب

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 7:39  توسط میلی  

مادر

 

همة هرچه هست و نيست، از توست

بي نفس شما من هيچم

اگر قلب و دلي هست

اگر صدايي و نفسي هست

از شماست، مادر

با عطر نجيب مادرم، از عطرافشاني تمام گلها بي نيازم

نياز من بوسيدن دست هاي سخاوتمند شماست

مادر!

اين كوچك عزيز

رخصت مي خواهد كه در پيشگاه مهربان شما بنشيند

زانو بزند و بگويد:

تمام آنچه بودم، هستم و خواهم بود

همه و همه مديون شماست

الهي غم نبيني گلكم

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت 8:2  توسط میلی